عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
699
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
نور چشمم خاك قدمهاى تو باد * جانى دارم فداى غمهاى تو باد لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ - تقديس و تنزيه ذات است ، كه وى جل جلاله برى از علات است ، و مقدس از آفات است . خواب حال گشتن است و اللَّه تعالى پاك از حال گشتن و حال گرديدن ، دور از كاستن و افزودن ، خواب عيب است و خداى از عيبها برى ، خواب غفلت است و خداى از آفات و غفلات متعالى ، خواب گرديدن حال است و خداى نه حال گردنه گردش پذير ، خواب شبه مرگ است و خداى زندهء پايندهء باقى . قدير عالم حى مريد * سميع مبصر لبس الجلالا تقدّس ان يكون له شريك * تعالى ان يظنّ و ان يقالا خداوندى كه در ذات بى شريك است و در صفات بى شبيه و در قدر بى نظير در ذات لطيف تو حيران شده فكرتها * بر علم قديم تو پيدا شده پنهانها در بحر كمال تو ناقص شده كاملها * در عين قبول تو كامل شده نقصانها لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ - مكوّنات و محدثات در زمين و در سماوات همه صنع وى و همه ملك وى ، نه كسى منازع با وى ، نه ديگرى غالب بر وى ، غالب بر آن امر وى ، نافذ در آن دانش وى ، توان آن بعون وى ، داشت آن بحفظ وى . از ابن عباس روايت است كه گفت « الارضون على الثور و الثور فى سلسلة و السلسلة فى اذن الحوت و الحوت بيد الرحمن عز و جل » . مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ - آن كيست كه پندارد كه بى خواست او خود را كارى بر سازد ، يا بى دانش او نفسى بر آرد ، يا بى او به او رسد ، فقد خاب ظنه و ضلّ سعيه . پير طريقت گفت : - الهى پسنديدگان ترا به تو جستند بپيوستند ، ناپسنديدگان ترا به خود جستند بگسستند ، نه او كه پيوست بشكر رسيد ، نه او كه گسست بعذر رسيد ! اى برساننده در خود و رساننده به خود ! برسانم كه كس نرسيد به خود . اى راه ترا دليل دردى * فردى تو و آشنات فردى